على محمدى خراسانى
430
شرح منطق مظفر (فارسى)
آيهء اوّل : مثل آنان كه تورات را آموختند پس بدان عمل نكردند ( عالم بىعمل ) همانند مثل حمار است كه كتابهايى چند را از نقطهاى به نقطهء ديگر منتقل مىكند و با خود حمل مىكند ( همانطورى كه حمار از بار كتب سودى نمىبرد ، عالم بىعمل نيز از دانش خويش سودى نمىبرد و اين يك واقعيت انكارپذير است ) . « 1 » آيهء دوم : مثل آنان كه اموال خويش را در راه خدا انفاق مىنمايند همانند مثل يك حبّه ( گندم مثلا ) است كه هفت سنبل رويانيده و در هر سنبلى صد حبّه وجود دارد ( كه يك حبه به هفتصد حبّه تبديل شده ) انفاق هم سبب ازدياد و نموّ و بركت مال مىگردد . . . « 2 » ب . گاهى تشابه و اشتراك ميان دو چيز برحسب رأى و نظرى است كه در به دو امر چنين به نظر مىآيد كه رأى سديد و محكم است ولى با تعقيب و دنبال كردن ، عدم صحت آن آشكار مىگردد ، همانند سخنى كه خليفهء دوم در روز سقيفه در مقام انتخاب خليفه گفت : هيهات يعنى ( خيلى بعيد است و عادتا محال است ) كه دو كس يا دو موجود در يك قرن جمع شوند ( مراد از قرن ريسمانى است كه دو شتر را به يكديگر نزديك مىسازد و بهم مىبندد . ) عمر بن خطاب اين سخن را در ردّ گفتار يكى از انصار كه مىگفت : از ما انصار اميرى باشد و از شما مهاجرين اميرى ، بيان كرد درحالىكه اوّلا مقصود آن انصارى اين نبود كه دو امير در يك زمان باشد بلكه مراد اين بود كه يكبار امير از ما باشد و بار ديگر از شما ، نه اينكه دو امير همزمان امارت داشته باشند تا تشبيه خليفه دوم به اجتماع دو موجود در يك قرن صحيح باشد ! ولى در به دو امر شايد اين تشبيه كارساز باشد و چهبسا در آن شرايط جنجالى اين جواب قانعكننده بود و ثانيا بر فرض مراد گويندهء انصارى ، اين باشد كه دو امير در يك زمان جمع شوند ولى تشبيه خليفه خطا است زيرا اگر استحالهاى باشد در ممثّل است كه اجتماع و نزديكى دو امير و فرمانرواى مطلق در يك عصر ، باشد و گرنه ممثّل به يعنى اجتماع و نزديكى دو چيز در يك قرن و ريسمان كه امتناعى ندارد پس اين مغالطهاى بيش نيست . 3 . گاهى تمثيل صرفا برحسب اشتراك ، تشابه اسمى است و ممكن است براى
--> ( 1 ) . سورهء جمعه ، آيهء 5 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 261 .